مخاط معنی انگلیسی mucus واژههای انگلیسی با این معنی mucus مخاط، بلغم، ماده مخاطي mucorrhea ريزش مخاط air-thread مخاط شيطان، لعاب خورشيد muciferous داراي مخاط، بلغم دار. blennorhaea جريان مخاط، سوزاک blennorhagia جريان مخاط، سوزاک phlegm بلغم، مخاط، خلط mucoid مخاطي، مخاط مانند mucopurulent چرک مخاطي، داراي جراحت و مخاط gleety مانندتراوش سوزاکي، وابسته به ريزش مخاط، لزج end bulb (طب)، انتهاي اعصاب در پوست يا مخاط که به ان end، copuscle نيز مي گويند end-bud -1 جسم تخم مرغي شکلي که در انتهاي رشته عضبي قرار، داشته ودر پوست، مخاط gleet تراوش سوزاکي، ورم مجراي بول، ريزش مخاط pituitous مخاطي، معاطريز، مخاط مانند mucous مخاطي، بلغمي، لزج