مداخله گر معنی انگلیسی meddler interloper kibitzer meddlesome officious واژههای انگلیسی با این معنی meddlesome فضول، مداخله گر. pryer فضول، مداخله گر. kibitzer پشت دست نشين که به بازيکن پند ناخواسته، ميدهد و فضولي ميکند، فضول