مداوا معنی انگلیسی cure remedy therapy treatment واژههای انگلیسی با این معنی medication مداوا، درمان سازي، معالجه herb doctor پزشکي که با داروي گياهي به مداوا ميپردازد. medicate شفا دادن، مداوا کردن، دارو زدن therapy (طب) درمان، معالجه، مداوا