مداوما معنی انگلیسی always ceaselessly steadily واژههای انگلیسی با این معنی fishtail wind بادي که مداوما به چپ و راست يا جلو و، عقب تغيير جهت مي دهد، باد مواج roving gun توپ سيار (توپخانه)، توپي که مداوما از، مواضع مختلف تيراندازي مي کند spasm war جنگ کم و زياد شونده، جنگي که مداوما شدت و ضعف دارد