مدت کوتاه
معنی انگلیسی
snatch twinkle
واژههای انگلیسی با این معنی
- easy term کوتاه مدت
- short run کوتاه مدت
- short-time کوتاه مدت
- short term loan وام کوتاه مدت
- short-time duty کار کوتاه مدت
- short range کوتاه مدت (طرح)، برد کم (توپخانه)، داراي برد کم
- short run analysis تحليل کوتاه مدت
- short run equilibrium تعادل کوتاه مدت
- short-term memory حافظه کوتاه مدت
- short credit اعتبار کوتاه مدت
- short run profit سود در کوتاه مدت
- short tour ماموريت کوتاه مدت، انتقال کوتاه مدت
- short term forecast پيش بيني کوتاه مدت
- brief psychotherapy روان درماني کوتاه مدت
- short run planning برنامه ريزي کوتاه مدت
- short bills سفته يا برات کوتاه مدت
- short-time test آزمايش در مدت زمان کوتاه
- brief reactive psychosis روان پريشي واکنشي کوتاه مدت
- boomlet رونق کوچک يا کوتاه مدت در کسب و کار
- bridging-leon اعتبار موقت، وام کوتاه مدت، وام موقت
- frictional unemployment بيکاري اصطکاکي، بيکاري کوتاه مدت که در، نتيجه تحرک ناقص نيروي کار
- short-cycle annealing سخت گرداني در زمان کم، سخت گرداني در مدت زمان کوتاه
- interim financing پرداخت موقت، پرداخت اقساط به طور کوتاه مدت، پرداخت بينابين
- intrim موقتي، موقت، در خلال مدت