مدل
معنی انگلیسی
model mold prototype replica
واژههای انگلیسی با این معنی
- mock-up مدل
- hairstyle مدل مو، سبک آرايش گيسو
- bohr model مدل بور
- data model مدل داده
- deteministic model مدل قطعي
- pattern plate صفحه مدل
- random model مدل تصادفي، الگوي تصادفي
- mathematical mode مدل رياضي.
- electrical model مدل الکتريکي
- relational model مدل رابطه اي
- sales forecasting model مدل پيش فروش
- modular design مدل پيش ساخته، مدل ساختماني پيش ساخته
- perspective spatial model مدل برجسته بيني، مدل برجسته زمين زير برجسته بين
- pattern milling attachment تجهيزات فرز مدل
- pattern shop کارگاه مدل سازي
- cosmological model مدل کيهان شناختي
- hierarchical model مدل سلسله مراتبي
- pattern laying مين گذاري مدل دار، مين گذاري طراحي شده
- budget forecasting model مدل پيشگويي بودجه اي
- high end گرانترين محصول يا مدل
- homunculus مدل بازگشتي نامحدود مغز
- imageing model روش يا مدل ارائه تصاوير
- pilot model مدل يا قالب نمونه اوليه وسايل و، ماشين آلات يا قطعات
- petri nets مدل نمايش سيستمهاي همزمان يا موازي