مربع
معنی انگلیسی
foursquare square
واژههای انگلیسی با این معنی
- square foot فوت مربع
- square metre متر مربع
- square mil ميل مربع
- whole brick آجر مربع
- square inch اينچ مربع
- squarish تقريبا مربع، تاحدي چهارگوش.
- square matrix ماتريس مربع
- diamond charge خرج مربع شکل، خرج چهارگوش
- color square مربع رنگ نما
- chi-square distribution توزيع مربع خي
- chi-square test آزمون مربع خي
- mean square يک مربع حسابي.
- square toed داراي پنجه مربع، قديمي مسلک، متروکه .
- square pyramid هرم مربع القاعده
- formee داراي انتهاي مربع.
- square knot گره مربع (مخابرات)
- box spar تيرکهاي با مقطع مربع
- cosecant squared beam اشعه با مربع کوسکانت
- filet توري داراي اشکال مربع، پشت مازو.، رجوع شود به fillet
- psf مخفف: پوند در فوت مربع
- abaciscus قطعه مربع كاشي معرق
- abaculus قطعه مربع كاشي معرق
- square pyramidal molecule مولکول هرمي مربع القاعده
- weight zone مربع وزن گلوله (توپخانه)