مربوطه معنی انگلیسی concerned respective واژههای انگلیسی با این معنی delivered duty paid تحويل پس از پرداخت عوارض مربوطه، يکي از قراردادهاي اينکوترمز که در آن، فروشنده کليه اقدامات لازم از جمله پرداخت cash and carry نحوه پرداختي که در آن مشتري مبلغ مربوطه، را پرداخته و کالا را با خود ميبرد micromicro- پيشونديست به معني يکميليونيم ميليون يا يک تريليونيم که، به اول واحد مربوطه ميچسبد. buyer's over حالتي در بازار که پس از فروش تمام کالا، هنور کالاي مربوطه مورد نقاضا ميباشد push up list ليستي از اقلام که در آن هر قلم در آخر، ليست وارد مي شود و ساير اقلام همان مکان، مربوطه در ليست را حفظ مي کنند baltic exchange بازار بورس بالتيک، بازار يا تالار بورسي، در لندن که مربوط به کرايه کشتي و معاملات DSR حروف اختصاري Data Set Ready، سيگنالي است که در، ارتباطات سريال مورد استفاده قرار ميگيرد و توسط مودم به carnet کارنه، اسنادي که در حمل بين المللي بکار، برده ميشود و موقع عبور محموله توسط کاميون CBEMA با تلفظ ((سيبيما))، سرنام عبارت "Computer and، " Business Equipment Manufacturs Association ISO/OSI model حروف اختصاري International Organization for، Standardzation Systems Interconnection model، يک