مرتب سازی معنی انگلیسی collocation واژههای انگلیسی با این معنی minor sort مرتب سازي جزيي، جورسازي فرعي ascending sort مرتب سازي صعودي، جور کردن صعودي external sort مرتب سازي خارجي، جور کردن خارجي tag sort مرتب سازي برچسب، جورسازي برچسب major sort جورسازي عمده، مرتب سازي اصلي sort field ميدان جور کردن، ميدان مرتب سازي، فيلد مرتب سازي descending sort ترتيب نزولي، مرتب سازي نزولي internal sort جور کردن داخلي، مرتب کردن دروني، مرتب سازي داخلي multipass sort مرتب کردن چند گذري، جور کردن چند گذري، مرتب سازي چند عبوري