مرجانی معنی انگلیسی coral واژههای انگلیسی با این معنی coralloid مرجاني، مانند مرجان، شبه مرجان hydroid مرجاني، جانور مرجاني coralline مرجاني، مرجان مانند coral-reef ساحل مرجاني bioherm آبسنگ مرجاني، زيست آبسنگ coral island جزيره مرجاني coralberry سته ي مرجاني hydrozoan جانور مرجاني polyp جانور مرجاني gorgonian جانوران مرجاني nematocyst نيش جانور مرجاني corallite استخوان بندي مرجاني، سنگ مرجان atole جزيره يا جزاير مرجاني که اطراف درياچه را مثل، کمربندي احاطه کرده باشد. polypoid مرجان وار، مرجاني، وابسته به بواسيرلحمي polyzoarium محل پرزيوگان، کلني مرجاني يا استخوان بندي حافظ ان. coral مرجان، بسد، تخم خرچنگ