مرزبندی کردن معنی انگلیسی circumscribe delimit ridge واژههای انگلیسی با این معنی demarkation مرزبندي کردن، تحديد حدود کردن، تعيين مرز قواي متخاصم barrier spacing فاصله بين موانع، مرزبندي کردن