مرضی معنی انگلیسی morbid واژههای انگلیسی با این معنی heterorexia اشتهاي مرضي verbomania پرحرفي مرضي mutually agreed to مرضي الطرفين verbigeration مکررگويي مرضي premorbid personality شخصيت پيش مرضي chromatopsia رنگين بيني مرضي pseudomnesia يادآوري کاذب مرضي rubeola سرخک، مرضي شبيه سرخک، سرخجه . contra proferentem قراردادي که مورد رضاي طرفين باشد، قرارداد مرضي الطرفين morbid ناخوش، فاسد، ويژه ناخوشي TCID = tissue culture infective dose، مقدار فاسد کننده کشت بافت، مقداري از عامل بيماريزا TCID50 = median tissue culture infective dose، مقدار متوسط آلوده کننده کشت بافت، مقداري از عامل