مرور
معنی انگلیسی
overview perusal review revision
واژههای انگلیسی با این معنی
- browsed مرور شده
- time lapse مرور زمان، گاه گذشت.
- statute of limitation مرور زمان
- period of prescription مدت مرور زمان
- acquisitive prescription مرور زمان مملک
- ecquisitive prescription مرور زمان مملک
- extinctive prescription مرور زمان مسقط
- negative prescription مرور زمان مسقط
- positive prescription مرور زمان مملک
- limitation of actions مرور زمان دعاوي، در CL قوانين مربوط به مرور زمان در، مجموعه اي بنام Statues of limitation
- barred by statute مشمول مرور زمان
- limitation act قانون مرور زمان
- statutory limitation قانون مرور زمان
- time barred مشمول مرور زمان
- traffic intensity شدت عبور و مرور
- eligible traffic عبور و مرور مجاز، حد عبور مجاز مسيرها
- informal design review مرور غيررسمي طرح
- traffic lane مسير عبور و مرور
- traffic control کنترل عبور و مرور، کنترل ترافيک، کنترل آمد و رفت در جاده يا باند پرواز
- traffic density تکاشف عبور و مرور
- traffic court دادگاه عبور و مرور، دادگاه ويژه رسيدگي به تخلفات رانندگي
- traffic peak حداکثر عبور و مرور، تيزه شد آمد
- creative prescription مرور زمان ايجاد حق
- diacoustics علم مرور وشکست صدا