مرکز کنترل معنی انگلیسی nerve center واژههای انگلیسی با این معنی central control panel مرکز کنترل، تابلوي مرکزي کنترل control center مرکز کنترل عمليات، مرکز کنترل weather central مرکز کنترل اوضاع جوي، مرکز هواشناسي whole blood center مرکز کنترل و اهداء خون، مرکز جمع آوري خون area control center مرکز کنترل منطقه اي (ترابري هوايي) filter center مرکز کنترل و نتيجه گيري از اخبار پدافند، هوايي، مرکز توزيع اطلاعات battery control central مرکز تلفن خودکار آتشبار، مرکز کنترل خودکار tactical air controler افسر کنترل عمليات هوايي، مسئول مرکز کنترل هوايي