مزروعی معنی انگلیسی arable واژههای انگلیسی با این معنی cultivated areas مناطق مزروعي farm out اجاره دادن زمين مزروعي. iceland poppy انواع خشخاش مزروعي چندساله . rurban وابسته بناحيه مسکوني مزروعي. cadastre مامور ثبت ومميزي املاک مزروعي وغير منقول، دفترمميزي وتقويم وثبت اراضي واملاک، ثبت يا صورت مميزي زمين arability حاصلخيزي، مزروعي. cadastral مربوط به مميزي عوايد و ثبت اراضي واملاک، مربوط به املاک مزروعي