مسابقه دادن معنی انگلیسی compete contend contest course race واژههای انگلیسی با این معنی campaing شرکت دادن اسب در يک دوره مسابقه bump start آغاز مسابقه با هل دادن موتورسيکلت prodify تغيير دادن در توليد اتومبيلهاي مسابقه، طبق مقررات tourney شمشيربازي سواره کردن، مسابقه دادن playoff نشان دادن فيلم، مسابقه ي قهرماني، مسابقه ي پاياني براي تعيين تيم قهرمان experimental free handicap دادن وزن اضافي آزمايشي به اسبها براي، مسابقه آينده