مساوی کردن معنی انگلیسی equalize even square tie واژههای انگلیسی با این معنی trisect به سه بخش مساوي تقسيم کردن trisection به سه بخش مساوي تقسيم کردن equalize برابرکردن، مساوي کردن، مانند کردن eualize برابر کردن، مساوي کردن، مانند کردن. aliquot عاد کننده، بدوقسمت مساوي تقسيم کردن sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو wt. = weight، وزن سنگيني.، وزن اتمي equate برابرکردن، برابرگرفتن، مساوي پنداشتن