مستطیل
معنی انگلیسی
oblong rectangle
واژههای انگلیسی با این معنی
- oblong مستطيل، درازنا، دوک مانند
- dispersion rectangle مستطيل پراکندگي
- free throw lane مستطيل پرتاب آزاد
- rectangular giagram دياگرام مستطيل شکل
- rectangular prism منشور مستطيل القاعده
- deflection pattern مستطيل انحراف (دريايي)، مستطيل پراکندگي سمتي، پراکندگي سمتي
- rectangular antiprism ضد منشور مستطيل القاعده
- metope بخش مستطيل شکل تزيينات ديواري، ميتوپ
- stopboard تخته مستطيل پشت چاله پرش با نيزه، تخته لبه دايره پرتاب وزنه
- head access window شکاف مستطيل شکل در روکش ديسک لغزان
- rectangle of dispersion مستطيل پراکندگي گلوله ها (توپخانه)
- batter's box محوطه مستطيل نزديک پايگاه (بيس بال)
- skim board تخته گرد يا مربع مستطيل براي موج سواري، در آب کم عمق
- humeral veil پارچه مستطيل شکلي که کشيشان بر روي شانه، مي اندازند، قبا
- tablock واشر تجتي بي زبئنه مستطيل شکل که به بالا، خم شده و مهره را در جاي خود قفل ميکند
- rectangle راست گوشه، مربع مستطيل، چار گوش دراز
- right angled parallelogram راست گوشه، مربع مستطيل، چارگوش دراز
- cuboid داراي شکل مکعب، مکعب مستطيل
- dispersion pattern شکل پراکندگي، مستطيل پراکندگي، طرح پراکندگي
- team handball court زمين بازي هند بال، مربع مستطيل 40 در 20، متر که با خطي به موازات خط دروازه به دو
- box palet پالت جعبه اي، پالت مکعب مستطيل شکل
- center of dispersion مرکز پراکندگي، مرکز مستطيل پراکندگي گلوله ها
- photo pattern generation توليد يک پوشش مدار مجتمع بوسيله قرار، دادن الگويي از نواحي مستطيل مجاور يا، رويهم افتاده
- rectangularity راست گوشه اي، مستطيلي، شکل مربع مستطيل