مستند معنی انگلیسی documentary solemn well-founded واژههای انگلیسی با این معنی document in proof دليل مستند documented plan figures ارقام مستند برنامه program documentation مستند سازي برنامه . semidocumentary فيلم سينمايي نيمه مستند. specialty debt تعهدات مستند به اسناد رسمي programming specification مستند مفصل قدمهاي دقيق برنامه نويسي ratio decidendi مبناي اصلي تصميم، مستند اصلي راي gentelmen's agreement موافقتنامه دوستانه، کليه توافقهايي که مستند به اسناد رسمي، و امضا شده نباشد