مسلح شدن معنی انگلیسی arm واژههای انگلیسی با این معنی arming range برد مسلح شدن، مسافت مسلح شدن گلوله arming delay تاخير در مسلح شدن cocked hat کلاهک مسلح شدن مين، کلاهک برجسته، چند ضلعي موقعيت permissive action link ضامن مسلح شدن جنگ افزار اتمي، ضامن خودکار characteristic actuation probability احتمال مسلح شدن مين توسط مين جمع کن enarm مسلح کردن، مسلح شدن، آماده کارزار کردن levee en masse سرباز گيري عمومي، عبارت است از مسلح شدن افراد يک مملکت، جهت مبارزه با دشمن پيش از رسيدن قواي