مسکین معنی انگلیسی beggar desolate pauper wretched واژههای انگلیسی با این معنی deprived محروميت کشيده، مسکين، فقير pauper گدا، بي نوا، مسکين asylum پناگاه، گريزگاه، مسکين خانه poor house گدا خانه، نوانخانه، مسکين خانه