مشتریان معنی انگلیسی clientele custom patronage trade واژههای انگلیسی با این معنی party boat قايق بزرگ حامل مشتريان (ماهيگيري) narrowcast براي مشتريان معدودي برنامه پراکني کردن، برنامه پراکني محدود، برنامه ي پراکنده شده به طورمحدود clientage ارباب رجوع، مشتريان، پيروان clientele ارباب رجوع، مشتريان، پيروان long pull اضافه پيمانه اي که در نوشابه خانه ها براي جلب، مشتريان ميدهند loyalty rebate تخفيف وفاداري به يک کالا يا شرکت خاص، تخفيف مشتريان دائم loyalty discount تخفيف وفاداري، تخفيف مشتريان دائم taxi dancer دختري که در کلاس رقص يا کاباره در مقابل، پول با مشتريان ديگر ميرقصد. available cash موجودي بانک بدون در نظر گرفتن چکهايي، که در دست مشتريان است و هنوز به بانک، ارائه نشده است fractional reserve banking روش مبتني بر ذخيره جبران کسري در امريکا، در ازاي هر صد دلاري که مشتريان در بانک، مي گذارد sommelier شرابدار، سر پيشخدمت مامور ارائه ي شراب به مشتريان cover charge مبلغي که اغذيه فروشي ويا کلوب شبانه علاوه، بر پول غذا ومشروب از مشتريان دريافت ميدارد. oem Original Equipment Manufacturer، شرکت يا سازماني که کامپيوترها و تجهيزات، دستگاه جانبي را به منظور استفاده از