مشخصات
معنی انگلیسی
accent specification
واژههای انگلیسی با این معنی
- specs مشخصات، عينک.، رجوع شود به specification
- identieies مشخصات
- particulars مشخصات
- specifications مشخصات
- technical specifications مشخصات فني
- filespec مشخصات فايل
- job specification مشخصات شغلي
- rating plate صفحه مشخصات
- contract specification مشخصات قرارداد
- impedance characteristic مشخصات امپدانس
- ammunition data card کارت مشخصات مهمات
- ems مشخصات حافظه گسترشي
- general specification مشخصات عمومي قرارداد
- charge sheet ورقه حاوي مشخصات متهم
- damping charactristics مشخصات خفه شدن ارتعاش
- particular specification مشخصات ويژه در قرارداد
- tidal tables جداول مشخصات جذر و مد دريا
- characteristics of underdeveloping مشخصات کشورهاي در حال توسعه، ويژگيهاي توسعه نيافتگي
- master data file پرونده مشخصات اصلي آماد نظامي، پروند خصوصيات اصلي آماد
- specific duties عوارض گمرکي براساس مشخصات کالا
- functional condition code کد يا علامت مشخصات عمل کرد مهمات
- charactristics مشخصات مقدماتي يا اصلي که عبارتند از، ضريب برا ضريب پسا نسبت برا به پسا موقعيت، مرکز فشار و ضريب گشتاور براي هر زاويه
- aviation weather مشخصات ويژه آب و هوايي که به پرواز و، عملکرد هواپيما مربوط ميشود
- portmark علامت روي بسته که مشخصات بندر مقصد نيز، در آن ذکر گرديده