مشرق معنی انگلیسی east orient واژههای انگلیسی با این معنی pinxter flower گل صدتوماني مشرق امريکا. easternmost واقع در دورترين نقطه مشرق willow oak بلوط برگ خنجري مشرق امريکا. Quebec استان ' کبک ' در مشرق کانادا.، شهر کبک whippoorwill مرغ شبانه پشه خوار مشرق امريکا. aardwolf كفتار بومي جنوب و مشرق آفريقا east خاور، مشرق، بادمشرق levanter ساکن خاور، اهل مشرق، باد تند شرقي در مديترانه orient خاور، مشرق زمين، شرق easterner خاورنشين، ساکن مشرق eastwards سوي خاور، بطرف مشرق eastbound بسوي شرق، رو به مشرق.