مشروطه معنی انگلیسی constitutional parliamentary واژههای انگلیسی با این معنی constitutionalist مشروطه خواه، کسيکه درباره قانون اساسي چيزي بنويسد constitutionalize مشروطه کردن، براي بهداشت مزاج گردش کردن constitutional government حکومت مشروطه constitutional monarchy سلطنت مشروطه magna charta فرمان مشروطه limited monarchy (سلطنت) مشروطه monarchy constitutional حکومت مشروطه سلطنتي constitutionalism اصول مشروطيت، حکومت مشروطه، مشروطه خواهي covenant real شرطي در يک سند که وراث مشروط عليه را در، مقابل مشروطه يا خريدار متعهد مي کند، شرط قابل تسري به وراث