مشهود معنی انگلیسی conspicuous external observable obvious palpable tangible visible واژههای انگلیسی با این معنی object of testimony مشهود به imperceivable غير مشهود، غير قابل ادراک، غير محسوس. evidentiary effect اثر مشهود، نتيجه مشهود open theft سرقت مشهود abiotrophy تحليل و فساد عضو بدون علت مشهود conspicuous defect عيب آشکار، نقض مشهود tangible benefits منافع مرئي، منافع مشهود، فوايد عيني perceptible دريافتني، درک کردني، محسوس perceivable دريافتني، درک کردني، محسوس