مشورتی معنی انگلیسی advisory consultative deliberative واژههای انگلیسی با این معنی conciliar مشورتي، توطئه اميز، سري advisory services خدمات مشورتي consultation chess بازي شطرنج مشورتي، بيش از يک نفر در، برابر بيش از يک نفر advisory control کنترل آزاد هواپيما، کنترل مشورتي هواپيما fetial هر يک از بيست روحاني که در مراسم تشريفاتي، و همچنين امور مشورتي نقش داشتند .، وابسته به اين گروه