مصاحبه معنی انگلیسی interview واژههای انگلیسی با این معنی depth interview مصاحبه عمقي group interview مصاحبه گروهي interviewee مصاحبه شونده diagnostic interview مصاحبه تشخيصي panel interview مصاحبه ميزگرد stress interview مصاحبه تنش زا unstructured interview مصاحبه بي ساخت structured interview مصاحبه ساخت دار press conference مصاحبه مطبوعاتي. psychiatric interview مصاحبه روانپزشکي exit interview مصاحبه پايان خدمت interview ديدار (براي گفتگو) مصاحبه، گفتگو، مذاکره news conference مصاحبه و کنفرانس مطبوعاتي. adhesiveness چسبندگي، حس مصاحبه يا معاشرت، حس رفيق جويي pressroom اطاق ماشين چاپ.، اتاق خبرنگاران، تالار مصاحبه