مصادف معنی انگلیسی concomitant concurrent واژههای انگلیسی با این معنی coincident مصادف، واقع شونده دريک وقت، منطبق regnal day روز (مصادف باروز) جلوس cosmical برابرباخورشيد - مصادف باطلوع وغروب آفتاب concurrent موافق، دمساز، مصادف encounter روبروشدن با، مواجه شدن با، مصادف شدن با jarring تکاندهنده، مخالف، مغاير conflicting بهم ناسازگار، مغاير، مخالف conflictive بهم ناسازگار، مغاير، مخالف