مطلع کردن معنی انگلیسی acquaint communicate illuminate impart inform post واژههای انگلیسی با این معنی acquaint آشنا ساختن، آگاه کردن، مطلع کردن annunciate آگهي دادن، خبر دادن، مطلع کردن prologue درامد، سعر مقدماتي، مطلع شعر