معادل
معنی انگلیسی
substitute
واژههای انگلیسی با این معنی
- equivalent معادل، هم بها، هم قيمت
- equivalent area سطح معادل
- equivalent weight وزن معادل
- ration in kind معادل جيره، جيره معادل يا جانشين
- equivalent circuit مدار معادل
- GED معادل ديپلم، ديپلم متفرقه
- equiv مخفف: معادل، برابر
- grade equivalent معادل کلاسي
- age equivalent scale مقياس معادل سني
- acid equivalent معادل شيميايي اسيد، هم ارز شيميايي اسيد
- horsepower واحد نيرو معادل 647 وات، (مخفف ان .p.h است) اسب بخار.
- t-parameter equipment circuit مدار معادل به صورت " " T
- hecto پيشوندي معادل 10 به توان 2
- tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تي ان تي
- fluid ounce واحد گنجايش مايعات معادل 1\61 پينت.
- grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پيچ که معادل، حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده ميباشد
- sabin واحد جذب صوت معادل قوه جذب در يک فوت، مربع.
- gram atom وزن يک عنصر شيميايي بگرم که معادل وزن، اتمي انست.
- double dabble روش تبديل اعداد دودويي به معادل دهدهي
- hypersonic سرعتي معادل يا بيش از 5 برابر سرعت صوت، (سرعت بيش از 6 هزار کيلومتر در ساعت)، سرعت مافوق صوت
- basic-type single-tier formwork قالب بندي نيمه لغزان با پايه هاي معادل، ارتفاع قالب
- half crown (انگليس) سکه معادل دو شليلينگ وشش پنس.
- krona مسکوک ايسلند و سوئد معادل 0/2026 دلار.
- sthene واحد نيرو در سيستم غيرمتريک معادل نيرويي، که به جرمي برابر يک تن شتاب يک متر بر، مجذور ثانيه