معاملات
معنی انگلیسی
dealing
واژههای انگلیسی با این معنی
- transactions معاملات، تراکنش، معامله
- dealings معاملات، مذاکرات
- stoopage of trade منع معاملات، قطع معاملات
- credit transaction معاملات موجل، معاملات استمهالي
- dealing for money معاملات پولي
- foreign exchange transaction معاملات ارزي
- overseas trade معاملات خارجي، داد و ستد خارجي
- external transaction معاملات خارجي
- internal transactions معاملات داخلي
- unauthorized transaction معاملات فضولي
- commercial transactions معاملات تجارتي
- exchange transactions معاملات برواتي
- option dealing معاملات اختياري، سفته بازي روي ترقي سهام
- treament of aliens معاملات بيگانگان
- land agent دلال معاملات ملکي
- purchase tax ماليات بر معاملات
- Realtor دلال معاملات ملکي.
- real estate agency بنگاه معاملات املاک
- invisibles معاملات غيرقابل رويت
- option dealer واسطه معاملات اختياري، دلال معاملاتاختياري
- deed of conveyance صلح نامه (در معاملات)
- lawmerchant قواعد واصول قديم معاملات بازرگاني، حقوق تجارت قديم، دادگاه تجارت.
- speculator بازرگاني که معاملات قماري مي کنند
- procuration fee حق دلالي در معاملات استقراضي و رهن، حق التحرير اسناد رسمي