معطل کردن معنی انگلیسی detain linger واژههای انگلیسی با این معنی detain بازداشتن، معطل کردن، نگه داشتن detainment بازداشتن، معطل کردن، نگه داشتن loiter درنگ کردن، تاخير کردن، دير کردن waite پيشخدمتي کردن، صبر کردن، کمين