معکوس معنی انگلیسی backward converse inverse reverse un- واژههای انگلیسی با این معنی invert suger قند معکوس reverse pitch گام معکوس inverse function تابع معکوس inverse ratio نسبت معکوس negative caster گردش معکوس reversal film فيلم معکوس reverse gear دنده معکوس reverse osmosis اسمز معکوس reverse speed سرعت معکوس inverter معکوس کننده، بر گرداننده . back splice پيوند معکوس، پيوند وارون inverse voltage ولتاژ معکوس lateral inversion معکوس جانبي reversal process جريان معکوس reverse bias تغذيه معکوس reverse control کنترل معکوس reverse current جريان معکوس reverse thrust تراست معکوس back formation اشتقاق معکوس، لغت سازي، اشتقاق لغات از يکديگر. back resistance مقاومت معکوس countdown شمارش معکوس. inverse relationship ارتباط معکوس invert matrix ماتريس معکوس inverted structure ساختار معکوس