مقاطعه کار معنی انگلیسی contractor jobber subcontractor واژههای انگلیسی با این معنی contractor مقاطعه کار، کسيکه مزايده يامناقصه اي رابرده است fat work مقاطعه کار main contractor مقاطعه کار اصلي، پيمانکار دست اول road contractor مقاطعه کار جاده، پيمانکار جاده civil engineering contractor مقاطعه کار ساختمان، پيمانکار ساختمان mortician مقاطعه کار کفن ودفن، متصدي کفن ودفن. piecework کار از روي مقاطعه . timework کار از روي مقاطعه . Job کار، مقاطعه کار، کارمزدي entrepreneur موسس يامديرمجلس ساز، مقاطعه کار tut work کاري که مزد آن از روي کارکرد داده ميشود، کار مقاطعه piece-work پارچه کاري، کار مقاطعه master builder معمار، بناي مقاطعه کار lumper کارگري که کشتي را بار گيري يا خالي ميکند، بار بر کشتي، مقاطعه کار builder سازنده، خانه ساز، مقاطعه کار ساختماني undertaking تعهد، تقبل، عهده داري