ممانعت معنی انگلیسی hindrance holdup lid prevention prohibition restraint واژههای انگلیسی با این معنی denial measures اصول ممانعت، تدابير ممانعتي، تدابير ممانعت از نفوذ دشمن steric hindrance ممانعت فضايي area interdiction ممانعت منطقه اي، ممانعت در منطقه hanging prevention ممانعت از تعليق write inhibit ring حلقه ممانعت از نوشتن stramline flow جريان موازي يابي ممانعت competition clause شرط ممانعت از دخول ديگران prevention of stripping ممانعت از کار وسايل اکتشافي دشمن يا، اکتشاف وسايل مخابراتي و رادار خودي terrain avoidance ممانعت خودکار هواپيما از نزديک شدن به، زمين، اجتناب خودکار هواپيما از برخورد back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت از پس زنش مايعات در، داخل لوله obstruction جلو گيري، ممانعت، تولي مانع block age بازداري، ممانعت، جلوگيري prevention جلو گيري، ممانعت، بازداشت forclosure سلب حق اقامه دعوي، ممانعت. air interdiction عمليات ممانعتي هوايي، ممانعت هوايي liberalizer ازاد کننده، رافع ممانعت. trade barrier مانع تجارت، ممانعت تجاري mutual exclusion ناسازگاري دو جانبه، ممانعت متقابل hindered rotation چرخش غير آزاد، چرخش ممانعت شده detention of pay ضبط حقوق، ممانعت از پرداخت حقوق، توقيف حقوق blocking and chocking مهار بار روي وسيله ترابري، ممانعت و راه بندي کردن clearing block قطعه بازدارنده، قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس spoiling attack تک ايذايي، تک ممانعتي (ممانعت از تک دشمن) contact burst preclusion ضامن ضد انفجار ضربتي، وسيله ممانعت از انفجار در اثر اصابت