ممتد معنی انگلیسی endless extended واژههای انگلیسی با این معنی continuous reinforcecement آرماتور ممتد extensive پهناور، ممتد، باتوسعه drawn کشيده، ممتد، توخالي شده effused کشيده، ممتد، توخالي شده sonne photography روش عکاسي به طريقه عکسبرداري از يک نوار، ممتد زمين pin feed قرقره اي، تغذيه ممتد کاغذ sympodium شبيه محور فرعي، منحرف شونده يا ممتد درجهت محوري. protracted کشيده، طول داده، طولاني