ممنوع کردن معنی انگلیسی ban debar enjoin forbid interdict outlaw prohibit proscribe واژههای انگلیسی با این معنی debar بازداشتن (ازدخول)، ممنوع کردن، محروم کردن seal off (توسط پليس) محاصره کردن، ممنوع الورود کردن، مهر وموم کردن. prohibit منع کردن، ممنوع داشتن، بازداشتن rule out غير محتمل شمردن، ممنوع ساختن، جلوگيري کردن.