منشا معنی انگلیسی birthplace fount fountain germ mother origin parent root source واژههای انگلیسی با این معنی oversoul منشا ارواح، روح کل source سر چشمه، منبع، منشا paternity پدري، بستگي ازسوي پدر، نسب primordium مرحله نخست، اغاز، ابتداء originate سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن origination سرچشمه گرفتن، ناشي شدن، آغاز شدن root ريشه، بيخ، بن rootlessness ريشه، بيخ، بن