منشور
معنی انگلیسی
charter
واژههای انگلیسی با این معنی
- odor prism منشور بو
- prismatoid منشور واره، هرميشکل
- edict of emancipation منشور آزادي، فرماني که به تاريخ سوم مارس 1861 به، وسيله الکساندر دوم امپراطور روسيه صادر
- cornu prism منشور کورنو
- littrow prism منشور ليترو
- nicol prism منشور نيکول
- trigonal prism منشور مثلثي
- analyzer prism منشور کافنده
- olfactory prism منشور بويايي
- atlantic charter منشور آتلانتيک
- rectangular prism منشور مستطيل القاعده
- rectangular antiprism ضد منشور مستطيل القاعده
- rhombohedron منشور شش وجهي که سطوح آن لوزي هستند
- prism شوشه، منشور، رنگهاي شوشه
- prismoidal شوشه وار، شبيه منشور
- chartism جنبش اصلاح طلبي و آزاديخواهي در انگليس، اصول منشور اين جنبش
- p.d. مخفف جملات زير است:، اختلاف پتانسيل. potential difference، ديويتر منشور. prism diopter
- yalta conference کنفرانس يالتا، کنفرانسي که به سال 1945 در يالتا واقع، در شبه جزيره کريمه با شرکت روزولت