منظور کردن معنی انگلیسی allow واژههای انگلیسی با این معنی halving adjustment تنظيم نيم حبابها به منظور تراز کردن، دستگاههاي اندازه گير reventment روکش کردن سطح زمين به منظور جلوگيري از، فرسايش ناشي از باد و باران eudaimonism اخلاقياتي که منظور ان فراهم کردن خوشي و، سعادت است، اخلاقيات ارسطو. rattening محروم کردن کارگر فني از ابزار کارش به، منظور مجبور کردن او به پيوستن به، اتحاديه کارگري custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح water injection پاشيدن آب مقطر خالص به داخل سيلندر و، موتور پيستوني به منظور سرد کردن مخلوط، قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزي trapdoor درب تله يي، فاصله اي عمدي در يک سيستم پردازش اطلاعات، که به منظور جمع آوري تغيير يا خراب کردن use and occupation انتفاع و تصلاف، عنوان دعوي که مالک عليه مستاجري که پس از، انقضاء مدت اجاره از ملک استيفاء منفعت rubber-dam سد لاستيکي، جدار لاستيکي، ورقه اي از پلاستيک خام rule of reason تفسير قانوني توام با سوء نيت، تفسير کردن قانون به طور غير عادلانه به، منظور حفظ بعضي انحصارات غير قانوني redshirt دانشجو را به منظور آماده سازي بيشتر يکسال، از شرکت در مسابقات معاف کردن، دانشجوي