منفجره
معنی انگلیسی
explosive
واژههای انگلیسی با این معنی
- demolition block خرج منفجره، مجموعه خرج منفجره، قوطي خرج
- explosive charge خرج منفجره، خرج سوختار
- explosive scale مدار منفجره، مدار مواد منفجره مصرف شده درپرتاب گلوله
- explosive ordnance مواد منفجره، مهمات منفجره
- explosive D. ماده منفجره دي
- high explosive مواد منفجره قوي
- binary explosive ماده منفجره مرکب، سوختار شديد مرکب
- tetrytol ماده منفجره تتريتول، مخلوطي از تتريل و تي ان تي
- all purpose canister قوطي مواد منفجره همه منظوره
- trinitrotoluol ماده منفجره تري نيتروتولوئول
- ammonal نوعي ماده منفجره شديد (آمونال)
- magazine area محل نگهداري مواد منفجره يا مهمات
- picritol ماده پيکريتول (نوعي ماده منفجره)
- molotov cocktail بطري محتوي مواد منفجره که بجاي نارنجک، بکار ميرود.
- ammonium picrate پيکرات آمونياک (ماده منفجره غير حساس)
- trinitrophenol ماده تري نيتروفنول (نوعي ماده منفجره)
- torpex نوعي مواد منفجره که از مخلوط تي ان تي و، سيکلونيت و پودر آلومينيوم تشکيل مي شود، و معمولا در اژدرهاي دريايي و مين و بمبهاي
- melinite ماده منفجره ملينيت (از ترکيب اسيدپيکريک، و پنبه درست ميشود)، مخصوص تهيه چاشني
- charged demolition مواد منفجره خرج گذاري شده و آماده تخريب
- mudcapping نوعي روش تخريب صخره هاي بزرگ به وسيله، مواد منفجره
- low explosive سوختار کند، ماده منفجره کند، سوختار خفيف
- destruction area منطقه تخريب مهمات، منطقه اثر تخريبي مواد منفجره
- cellulose nitrate ترموپلاستيکي متشکل از سلولز و اسيداستيک، که در مواد منفجره دوپها و پلاستيکهاي، ساختماني بکار ميرود
- over-break خاکبرداري اضافي و کندن و جابجا شدن اضافي، خاک يا قطعات سنگي که دراثر موار منفجره، بدون اينکه بخواهيم کنده شود