منور معنی انگلیسی aflame clear واژههای انگلیسی با این معنی float light منور illuminating shell گلوله منور، گلوله روشن کننده starshell گلوله منور، گلوله روشن کننده irradiate درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن irradiator درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن illume روشن کردن، منور کردن، روشن فکر ساختن light spot نقطه نور، نقطه منور illumination round گلوله روشن کننده، گلوله منور star shell گلوله نورافشان، گلوله منور light firing اشتعال نوراني، اشتعال منور trip flare مين روشن کننده جهنده، موشک منور جهنده photoflash فتو فلاش، فشنگ منور مخصوص عکاسي در شب stabilizing sleeve غلاف متعادل کننده، غلاف تثبيت کننده، پرده متعادل کننده گلوله هاي منور lumine (ک.) روشن کردن، درخشان کردن، نوراني کردن