موتورخانه معنی انگلیسی power plant powerhouse واژههای انگلیسی با این معنی bell book دفتر موتورخانه، دفتر ثبت دستورات موتور (دريايي) machinery space محوطه موتورخانه ناو، محوطه ماشين آلات ناو cold iron watch پاسايمني، پاس موتورخانه کشتي (دريايي)