مورب معنی انگلیسی bevel bias cater-cornered diagonal glancing oblique slant slantwise transverse واژههای انگلیسی با این معنی diagonal مورب، اريبي، قطري kitty corner مورب، اريب. ramp sight ديد مورب، آيينه مورس، شکاف درجه پايه دار متحرک winze چاه مورب، نقب سراشيب، گزنگ oblique fire آتش مورب، آتش جانبي diagonal pass پاس مورب oblique plane سطح مورب worm gear دنده مورب، دنده حلزوني، پيچ حلزوني bevel gear دنده مورب، دنده کرامويل skew throat گلوي مورب، گلوي اريب catercorner بطور مورب، کج. inclined axis محور مورب scissor junction تقاطع مورب، چهارراه کج، همبر اريب diagonal flow جريان مورب slant range برد مورب هدف، برد مايل (پدافند هوايي) hound's tooth check طرح خانه خانه مورب پارچه . houndstooth check طرح خانه خانه مورب پارچه . bar pattern ترام با خطوط مورب با زاويه کوچکتر از، 45 درجه cornerways بطور اريب، مورب، از گوشه . diag مخفف:، مورب، اريب skewed اريب، مورب. slantingly (بطور) کج يا مايل، بطور مورب، از راه اريب slantwise (بطور) کج يا مايل، بطور مورب، ازراه اريب three point perspective پرسپکتيو مايل، چشم انداز مورب