مورد نیاز
معنی انگلیسی
demand needful requisite
واژههای انگلیسی با این معنی
- lime requirement آهک مورد نياز
- floor space occupied فضاي مورد نياز
- reserve requirements ذخائر مورد نياز
- combat essential مورد نياز حتمي رزمي، اقلام رزمي حياتي، حياتي در رزم
- common goods کالاي مورد نياز عموم
- bank capital requirement سرمايه مورد نياز بانک
- materials requirements planning برنامه ريزي مواد مورد نياز
- purchase description خصوصيات جنس مورد نياز خريد
- running spare قطعات يدکي مورد نياز و اضافي، قطعات اضافي همراه وسيله
- null cycle زمان مورد نياز براي چرخيدن درون يک، برنامه کامل بدون تعريف داده هاي جديد، چرخه تهي
- hard hyphen خط کجي که به هنگام هجي کردن مورد نياز، بوده و هميشه چاپ مي گردد، خط تيره واصل
- demand satisfaction تحويل درخواستها، تحويل آماد مورد نياز
- subschema زيرمجموعه با تغيير شکل ديدگاه منطقي از، شماي پايگاه داده که مورد نياز برنامه، کاربردي استفاده کننده بخصوصي مي باشد
- mismatch ناتواني سيستم مکش توربين گاز براي تامين، جريان هواي مورد نياز موتور به هنگام دور، زدن يا ساير حالات آشفته
- public information اطلاعات عمومي، اطلاعات مورد نياز عامه مردم و افکار عمومي
- just in time درست بموقع، روشي در تدارک مواد که در آن، کالاهاي مورد نظر درست در زمان نياز دريافت
- end item اقلام عمده، وسيله عمده، دستگاه کامل
- demand paging در سيستم ذخيره مجازي انتقال يک صفحه از، حافظه به حافظه واقعي به هنگام نيازمندي، است
- ramdac با تلفظ ((رم دک))، سرنام عبارت "random access memory، " digital-to-analog converter (به مفهوم مبدل رقمي به
- monofuel سوختي که بتنهايي و بدون نياز به هوا يا، اکسيدکننده ديگر مورد استفاده قرار ميگيرد