مورمور معنی انگلیسی shiver tingle واژههای انگلیسی با این معنی formication مورمور، حس نملي creepier مورمور کننده، ويروير کننده creepiest مورمور کننده، ويروير کننده creepy مورمور کننده، ويروير کننده paralgesia مورمور دردناک pins and needles مورمور اندام خواب رفته هنگاميکه ميخواهد حس، پيدا کند horror دهشت، ترس، خوف