موضعی
معنی انگلیسی
locally
واژههای انگلیسی با این معنی
- position warfare جنگ موضعي، نبرد موضعي
- local paraysis فلج موضعي
- spasm تشنج موضعي، کار يا کوشش ناگهان وپرزور
- position defense دفاع موضعي، دفاع يا پدافند ثابت
- spot lamp لامپ موضعي، لامپ با نور متمرکز
- local velocity سرعت موضعي
- local anasthesia بيهوشي موضعي، سر سازي
- focal seizure حمله صرعي موضعي
- local deformation تغيير شکل موضعي
- local oscillator اوسيلاتور موضعي
- local action تخليه موضعي باتري
- transient ischemia کم خوني موضعي موقت
- position correction تصحيحات موضعي (توپخانه)
- asymmetric local deformation تغيير شکل موضعي بي تقارن
- vorticity ميزان برداري دوران موضعي سيال
- Novocain ماده بي حس کننده موضعي پروکائين، نوکائين.
- waisting کاهش موضعي قطر ناشياز جريان برگشت ناپذير، حاصل از تنش در نقطه شکست
- ischaemia نقصان خون در عضو، کم خوني موضعي.
- ischmia نقصان خون در عضو، کم خوني موضعي.
- locally در محل، بطور محلي يا موضعي، از محل
- benzocaine ماده متبلورسفيدي که بعنوان داروي بيحس، کننده موضعي مصرف ميشود.، بفرمول C9H11NO2
- superheterodyne گيرنده راديويي که در آن سيگنال دريافتي، با فرکانس نوساني موضعي به منظور ايجاد، فرکانس بينابين که سپس با مزيتهاي متعدد
- vortex line خطي که جهت آن در هر نقطه بر بردار دوران، منطبق و خطوط مماس براين خط با جهت موضعي، جريان موازي ميباشند
- Neo-diloderm نام تجارتي فرآورده اي از دي کلريزون حاوي سولفات، نئومايسين که داروئي است ضد التهابي موضعي.