مولف معنی انگلیسی author compiler scribe writer واژههای انگلیسی با این معنی authoress مولف مونث، نويسنده مونث، نويسنده زن autographical دستخط مولف، خودنويس compiler گرد آورنده - مولف auctorial منسوب به نويسنده يا مولف. infringement of copyright تجاوز به حقوق مولف يا مخترع author (.n): منصف، مولف، نويسنده autographic نوشته شده با دست خود مصنف، دستخط مولف cervantes ميگل دو سروانتس نويسنده ي اسپانيايي و، مولف کتاب دان کيشوت . dante دانته، (نويسنده ي ايتاليايي و مولف) boccaccio جيوواني بوکاچو، (نويسنده ايتاليايي و مولف کتاب) writer نويسنده، مصنف، مولف fatherless بي پدر، يتيم، بي مولف معلوم polygraph بسيار نويس، رونوشت بردار، نسخه بردار polygraphic بسيار نويس، رونوشت بردار، نسخه بردار