مکالمه تلفنی معنی انگلیسی call واژههای انگلیسی با این معنی telephone conversation مکالمه تلفني، گفتگوي تلفني، مذاکره تلفني push to talk کليد مکالمه تلفني telephone modal distance مسافت مکالمه تلفني duplex telephony مکالمه تلفني دو طرفه، گفت و شنود تلفني ring off قطع کردن تلفن يا مکالمه تلفني duplex operation کارکرد يا عملکرد دوبل، مکالمه تلفني دو طرفه two-way telephone equipment تجهيزات مکالمه متقابل، تاسيسات مکالمه تلفني telephone repeater دستگاه تقويت صوت تلفني، دستگاه تقويت مکالمه تلفني cross fire آتش متقاطع، تداخل دو مکالمه تلفني يا تلگرافي با هم dial up شماره گيري، استفاده از يک شماره گير يا دکمه فشاري، تلفن براي ايجاد مکالمه تلفني ايستگاه trunk call مکالمه مشترکين از طريق ترانک، اتصال تلفني بين دو مشترک